فقط خدا تنهاست
یه دختر آمریکایی بود که مسلمان شده بود، وقتی در مورد خطری که تهدیدش میکنه (بخاطر حجابش) سوال کرد، بهش گفتند میتونی تقیه کنی و بخاطر حفظ جانت و امنیتت حجابت رو برداری، هیچ اشکالی هم نداره گفت اگه بخاطر حجابم جونمو از دست بدم شهید حساب میشم، گفتند آره ، گفت حجابم رو بر نمیدارم ، و کیفشو برداشت و با لبخندی وارد شهر شد… چهار شنبه 19 تير 1392برچسب:, :: 12:21 :: نويسنده : سوگل
این عکس تکان دهنده توسط یک عکاس عراقی در یک یتیم خانه گرفته شده است. این دختر کوچک هرگز مادر خود را ندیده است... بنابراین روی زمین نقشی از مادر ترسیم کرده و در آغوش آن آرام گرفته است. و قدر آنرا تا وقتی که از شما گرفته نشده است بدانید زیرا وقتی می فهمید که دیگر دیر شده است. سه شنبه 18 تير 1392برچسب:, :: 17:5 :: نويسنده : سوگل
منتظریه اشارم هرچی که دارم بذارم
سه شنبه 18 تير 1392برچسب:, :: 16:40 :: نويسنده : سوگل
حلول ماه مبارک رمضانماه بهارقرآن وروشنی قلوبوتزکیه نفوس برمسلمین جهان مبارک باد.جزلفظ آب حرف دگردرمیان نیست.
سه شنبه 18 تير 1392برچسب:, :: 16:20 :: نويسنده : سوگل اگرچه روزمن وروزگارمی گذرددلم خوش است که بایادیارمی گذردچقدرخاطره انگیزوشادورویایی استقطارعمرکه درانتظارمی گذردبه ناگهانی یک لحظه عبورسپیدخیال می کنم آن تک سوارمی گذردکسی که آمدنی بود وهست،می آیدبدین امید،زمستان،بهار،می گذردنشسته ایم به راهی که ازبهشت امیدنسیم رحمت پروردگارمی گذردبه شوق زنده شدن،عاشقانه می میرمدوباره زیستنم زین قرارمی گذردهمان حکایت خضراست وچشمه ظلماتشبی که ازبرشب زنده دارمی گذردشبت همیشه شب قدربادو،روزت خوشکه باتوروزمن وروزگارمی گذرددو شنبه 17 تير 1392برچسب:, :: 14:27 :: نويسنده : سوگل گفتم به مهدی برمن عاشق نظرکن گفتاتوهم ازمعصیت صرف نظرکن گفتم به نام نامیت هردم بنازم گفتاکه ازاعمال نیکت سرفرازم گفتم که دیدارتوباشدآرزویم گفتاکه درکوی عمل کن جستجویم گفتم بیاجانم پرازشهدصفاکن گفتابه عهدبندگی باحق وفاکن گفتم به مهدی برمن دل خسته روکن گفتازتقواکسب عزوآبروکن گفتم دلم بانورایمان منجلی کن گفتاتمسک برکتاب وهم عمل کن گفتم زحق دارم تمنای سکینه گفتابشوی ازدل غبارحقدوکینه گفتم رخت راازمن واله مگردان گفتادلی راباستم ازخودمرنجان گفتم به جان مادرت من رادعاکن گفتاکه جانت پاک ازبهرخداکن گفتم زهجران توقلبی تنگ دارم گفتازقول بی عمل من ننگ دارم گفتم دمی بامن زرافت گفتگوکن گفتابه آب دیده دل راشستشوکن گفتم دلم ازبندغم آزادگردان گفتاکه دل بایادحق آبادگردان گفتم که شام تاردلهاراسحرکن گفتادعاهمواره بااشک بصرکن گفتم که ازهجران رویت بی قرارم گفتاکه روزوصل رادرانتظارم
یک شنبه 16 تير 1392برچسب:, :: 10:40 :: نويسنده : سوگل
غروب جمعه دلگير با دعاي سمات جمعه 7 تير 1392برچسب:, :: 20:6 :: نويسنده : سوگل چشمم به جز بروی تو بینا نمی شود جمعه 7 تير 1392برچسب:, :: 20:3 :: نويسنده : سوگل بارخدایا مگذار، برای پناه از خطر دعا کنم . بگذار، در مقابل خطر، بی ترس وبیم باشم ! مگذار، چاره های رنج را جستجو کنم . بگذار، دلی تمنا کنم که بر رنج فائق بیابد ! مگذار، که در رزمگاه زندگی هم ایمان ها را به طلبم . بگذار، بر نیروی خویش متکی باشم ! مگذار، که در اضطراب ترسناک ، نجات را آرزو کنم بگذار، تمنای تحمل و حصول آزادی را داشته باشم ! مگذار، بزدل بوده برکت تو را فقط در کامروایی بدانم . بگذار، احساس دست رحیمت را در نا کامی ها نیز درک کنم ... یک شنبه 2 تير 1392برچسب:, :: 15:2 :: نويسنده : سوگل درباره وبلاگ ![]() بسم الله الرحمن الرحیم می خواهم بالحظه های پرامید, زیستنم راهویت بدهم وازروزمرگی های غفلت آوررهاشوم. می خواهم ازکشتزارعمرم طلادروکنم, پس به تابلوی زندگیم رنگ شاداب صاحب الزمان میزنم. برای همین خواستم عهدنامه ای باشماداشته باشم وبه شماقول می دهم محض خاطرت به آن وفاداربمانم تابدانی برای همیشه به یادت هستم. برای همیشه به یادت هستم. شیعیان خواب بس است برخیزید هجرارباب بس است برخیزید یادمان رفته که مهدی هم هست یادمان رفته که اومنتظراست یادمان رفته که اوپشت دراست آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |